یا اباصالح ادرکنی
سلام زهرا جان دختر گلم من امروز میخوام تو رو با امام زمان آشنا کنم
میدونی امام زمان کیه ؟ میدونی امام به کی میگن؟
میدونی امام زمان چقدر دوستت داره حتی خیلی خیلی بیشتر از من که مامانتم ................!!!!!!!!!
میدونی خدا چقدر دوستت داره تو رو خدا آفریده تو رو خدا تو دل مامانت گذاشته تا وقتی به دنیا میای قدرتش رو به مامانی و بابایی نشون بده خوش به حالت دختر گلم که پیش خدایی برای مامانی و بابایی خیلی دعا کن از خدا بخواه که سالم و سلامت باشی حالا میخوام قصه آفرینش رو برات تعریف کنم
از بهشت كه بیرون آمد، داراییاش فقط یك سیب بود.
سیبی كه به وسوسه آن را چیده بود.
و مكافات این وسوسه هبوط بود.فرشتهها گفتند: تو بی بهشت میمیری. زمین جای تو نیست.
زمین همه ظلم است و فساد. و انسان گفت: اما من به خودم ظلم كردهام...
زمین تاوان ظلم من است.
اگر خدا چنین میخواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
خدا گفت: برو و بدان جادهای كه تو را دوباره به بهشت میرساند، از زمین میگذرد، از زمینی آكنده از شر و خیر، از حق و از باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو بازخواهی گشت......... وگرنه..........!!!
و فرشتهها هم گریستند.
اما انسان نرفت. انسان نمیتوانست برود…
…انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. میترسید و مردد بود.
و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی كه هستی را مبهوت كرد و كائنات را به غبطه واداشت.
انسان دستهایش را گشود و خدا به او «اختیار» داد.
خدا گفت: حال انتخاب كن. زیرا كه تو برای انتخاب كردن آفریده شدی.
برو و بهترین را برگزین كه بهشت پاداش به گزیدن توست.
عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهد آمد تا تو بهترین را برگزینی.
و آنگاه انسان زمین را انتخاب كرد. رنج و نبرد و صبوری را.و این آغاز انسان بود.


یا اباصالح ادرکنی
